خاطرات سردرگم

خرید بک لینک
من همان روزها زمین خوردمپا شدم، باز هم زمین خوردمپا شدم، باز هم زمین خوردمپا شدم، باز هم زمین خوردمشانه ها مو به مو شمردندممو به مو رو به رو سیاه شدمچاله کندم خودم زمین بخورممن خودم چاله چاله چاه شدممن دلم بال و پر نمی خواهدخو گرفتم به خاک های سیاهمن دل چاهی ام که خشکیدهمن کجا دیدن دوباره ی ماه؟!راستش... حرف هام هذیان بودمن دعا کرده ام شبی در تب:کاش باران ببارد و این چاهماهِ خود را بغل کند هر شبرضا طبیب زادهقسمت هایی از شعر "بعد از آن روز سرد و بی پایان" خاطرات سردرگم...

ما را در سایت خاطرات سردرگم دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 15 تاريخ: پنجشنبه 4 آبان 1402 ساعت: 9:48

صفحه بندی